متن ترانه

گربدانی شوق دیدارت چ بادل میکند
ذره ای درآمدن تردید در ذهنت نبود....
آنچه من راکرده شاعر قهوه چشمان توست
حیف نام من ولی در کنج فنجانت نبود‌‌‌‌‌....
درتمام شعرهایم رد پایت واضح است
مینوشتم بی مخاطب،این حقیقت ک نبود‌‌‌‌...
چندباری خواستم این را بگویم عاشقم
عشق بود،احساس بود،اما کمی جرئت نبود...
دیدمت با دیگری لبخند برلب داشتی
دیدن این لحظه در کابوس هم راحت نبود‌‌‌....
کاش یکبار به تو میگفتم از احساسمو
کاش برمیگشت زمان و این فقط حسرت نبود....
هرکجا صحبتی از این نرسیدن بااشد
میخورد اخربه پای جمله "قسمت نبود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

دانلود آهنگ

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها