متن ترانه



سر به دامانِ خیالت ، سوختم
بس که چَشمم را به راهت دوختم
بی تو با یادَت دلم بی تاب تر
چَشم هایم شب به شب ، بی خواب تر
بند بندم را نبودت پاره کرد
آه این دوری ، مرا بیچاره کرد
ای دل تنها چه آمد بر سرت
ریخت در کنجِ قفس بال و پرت
رفتی و تن پوشِ من آتش گرفت
شب به شب آغوشِ من آتش گرفت
می تَراوَد نامَت از جان و تنم
این تو هستی در وجودم یا منم
رفتی و دردت درونم خانه کرد
وای که این دوری ، مرا دیوانه کرد
ای دل تنها چه آمد بر سرت
ریخت در کنجِ قفس بال و پرت

دانلود آهنگ

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها